تبليغاتX
عاشقانه...


عاشقانه...





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

 

دوست دارم

 

 

تفنگمه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: دوشنبه سی و یکم تیر 1387 در ساعت: 17:16
|+|

 
 
 
 

روزت مبارک عزیز دلم

 

کارت پستال درخواستی   www.orchid.blogfa.com

این روز عزیزو هم به پدر خودم وهم به پدر اوونی که دوسش دارم تبریک میگم

روي تخته سنگي نوشته بود:اگر کسي عاشق شد چه کند؟من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند.براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشت چه کند؟من هم با بي حوصلگي زير آن نوشتم: بميرد بهتر است.براي بار سوم که از آنجا عبور ميکردم،انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد،اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم
 

کارت پستال درخواستي  www.orchid.blogfa.com

 
 
وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه ای بفرستد آن را در مشکلی می پیچد
 
هرچه مشکل بزرگتر باشد ، هدیه هم بزرگتر است
 
 
 
هر جایی که هستی هر جا که رفتی ازم بد نگو چون رفتارام با تو به خدا قسم بد نبود ....


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 در ساعت: 17:46
|+|

دلم تنگ شده واسه تو

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه بیست و دوم تیر 1387 در ساعت: 17:37
|+|

 

جاده عشق همسفر مي خواست و من، تو را برگزيدم به خاطر قلب مهربانت

 


نويسنده: مهرناز مورخ: یکشنبه نهم تیر 1387 در ساعت: 19:22
|+|

Image and video hosting by TinyPic

 تولد پریا کوچولو مبارک

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه هشتم تیر 1387 در ساعت: 19:24
|+|

منتظر ديدار تو هستم،

 سهل است بگويم که گرفتار تو هستم،

من در پى اين حادثه غمخوار تو هستم،

 هر چند که دور از مني و من ز تو دورم،

 بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم...

سكوت راميپذيرم اگربدانم روزي باتو

سخن خواهم گفت تيره بختي راميپذيرم

اگربدانم روزي چشمان توراخواهم سرود

مرگ راميپذيرم اگربدانم

روزي توخواهي فهميدكه دوستت دارم

(دوست دارم فقط به خاطرخودت )

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه پنجم تیر 1387 در ساعت: 18:10
|+|

 

 

                  

  

هميشه اينقدر فرصت نيست كه بشينيم روبه روي هم
من حرفايي كه ته قلبم ته نشين شده رو بزنم و تو حرفاي دلت رو....
نه هميشه اينقدر زمان نداريم
ميدونم احتياج به زمان داري احتياج به فكر كردن.......
و من لابه لاي افكار در هم تو در انتظار فردايي دوباره نشسته ام........
عزيزم انتظار چيز كمي نيست........
انتظار تنها يك كلمه ساده پنج حرفي نيست ........
حرفي نيست كه بخواهي به شوخي به كسي تقديمش كني........
انتظار از ته دلت بالا ميزنه و همه وجودتو ميگيره..........
انتظار ميتونه آروم آروم نابودت كنه............
و اين همه انتظار براي شنيدن صداي مردي كه دوسش داري شايد منطقي ترين قلبها رو زمين بزنه !
تو احتياج داري فكر كني و من احتياج دارم كه نفس بكشم در هوايي كه آرامشش و از تو ميگيره .............
مبيدونم خواسته كمي نيست............
ولي خواسته دختري كه صادقانه تمام جلوه هاي تاروپودشو براي تو و فقط براي تو عيان كرده
من از تو چيزي بيشتر نميخواهم...........
ولي من دقيقا همون چيزي رو ميخواهم كه توي دستهاي مردونه تو وجود داره ..... 
                                                

                                       کاش خودت بدوووونی   ---->    آرامش .
مسخرم نکن

هرچند که ........................

میدونم الان خودت ............................

بی خیال عزیزم

اصاااااا  چاکرییییم 

           خووووبه؟؟؟؟؟            

 

فاصله بهانه است , حتی چشمانت دیگر دلتنگم نمی شوند اما من دورتر از افق , کنار ستاره ای تنها منتظرم . . . یقین دارم اگر دلت همراه شود دستانمان طعم به هم رسیدن را خواهند چشید . . . قسم ات می دهم به نسیمی که بوی گذشته های شاد را دارد به نشان بی نشانی تو : فاصله ها را بشکن

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: سه شنبه چهارم تیر 1387 در ساعت: 21:51
|+|

 

با احترام : تقدیم میکنم به مادر عزیزم و تقدیم به مادر عزیز اونی که  دوسش دارم ....

 

مادر نامت را بر آسمان نوشتم سرشار از زندگی شدوهمه سروها راست قامت تر به احترام ایستادند

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: یکشنبه دوم تیر 1387 در ساعت: 19:28
|+|

 

 

کاری نکن دوباره مجیور شم        از تو دوست داشتن تو دور شم

کاری نکن که عهد و پیمونم و           بشکنم و مثل تو مغرور شم

 

دروغ چرا من به تو دل بسته ام          کورشم اگه دروغ بگم کورشم

بدون عزیزم نمی خوام یه لحظه          تو زندگیت وصله ناجور شم

 

کاری کن عاشق بشم و بخندم        کاری کن از قصه و غم دور شم

قسم به هرچی گفتم و شنیدی        دوست ندارم دوباره مجبور شم.

 

 

 

 

تو از شهر غرِيب بی نشونی اومدی

 تو با اسب سفید مهربونی اومدی

 تو از دشتای دورو جاده های پر غبار

 برای هم زبونی هم نشونی اومدی

 تو از راه میرسی پر از گردو غبار

 تموم انتظار مياد همرات بهار

 چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت

 چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت 

 غریب آشنا دوست دارم بیا

 منو همرات ببر به شهرقصه ها

 بگیر دست منو تو اون دستات

 چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم

 بمونم منتظر تا برگردی پیشم

 تو زندونم با تو من آزادم...

 

 

گروه پرشین وی

 

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه یکم تیر 1387 در ساعت: 19:49
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+