تبليغاتX
عاشقانه...


عاشقانه...





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

دلم واست تنگ شده

خداوندروزاول آفتاب را آفرید

   روزدوم  دریا  را    

روزسوم  صدا را 

  روزچهارم رنگها را  

روزپنجم  حیوانات 

روزششم  انسان را

    روز هفتم خداونداندیشید:

 که دیگرچه چیزی را نیافریده است

پس تورابرای تکمیل آفرینشش آفرید.

من دلم تنگ شده

هستــــــــــــی جون

نینیموونم گریه میکنه دلش واست تنگ شده

دووست داااارم

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 در ساعت: 17:0
|+|

اینا نینیامونن

دارن گریه میکنن که رفتی

 

حسرت

اینم توویی

وقتی داشتی میرفتی ازت عکس گرفتم

دوست دارم

اینم منم که دلم واسه تو خیلی تنگ شده


نويسنده: مهرناز مورخ: دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 در ساعت: 17:21
|+|

سلام خیلی وقته(۱هفته) از شمال  برگشتم

آشتی کردیم

دیگه حق نداری قهر کنی

دووست دارم علی دوسم داشته باش


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه بیست و ششم مرداد 1387 در ساعت: 17:39
|+|

کدامین لحظه در بن بست جا ماندی تا ببینی شخصی اینجا می خواست در تنهایی خویش آسمان خود را با تو قسمت کند وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتی تجسم آسمان کوچک من درآن گم شد و هیچ کس ندانست دربی پناهی شبهای بی ستاره ام چقدر لبان و قلبم پراز دوستت دارم بود و من چقدر برحقیقتی بودنش بر خود می بالیدم اما شاید دیگر مهم نیست که از تو گلایه کنم
نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه نوزدهم مرداد 1387 در ساعت: 20:0
|+|

علی .... دوست دارم

سلام من اوومدم

امام رضا (ع) هیچ وقت تنهام نذاشت

فردا صبح زوود یا امشب میرم شمال تا ۲ یا ۳ رووز

 

 

 

دیگه از عشق خسته ام  من خودم عاشقم.... خیلیم داغوونم

اما عشق من .... گذاشت .... بازم دلم گرفته این دفعه خیلی زیاد

میخواستم هموووونی بشم که اوون میخواد اما....

از همیشه تنها ترم

 دلم میخواد هرجا هست راحت باشه

دلم میخواد به همه جا برسه

دلم میخواد همه جا بهترین باشه

من هنووزم سر قولهایی که بهش دادم هستم

 رفیق من ....  سنگ صبوور غمهام ....

مواظبه خودت باش

همیشه دووست دارم

به خدایی که بزرگه خیلی دووست دارم

 

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 در ساعت: 20:43
|+|

چقدر جالبه که: 1.تا وقتي مريض نشي کسي برات گل نمياره. 2.تا فرياد نزني کسي به ‏طرفت بر نميگرده. 3. تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه. 4.تا قصد رفتن نکني کسي به ‏ديدنت نمياد................و تا وقتي نميري کسي تو رو نمي بخشه

من دارم میرم حرم


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 در ساعت: 13:11
|+|

تنهام....

آهنگاي وبلاگم تقديم به تو كه هميشه تنهام گذاشتي

هر جایی که هستی هر جا که رفتی ازم بد نگو چون رفتارام به خدا قسم با تو بد نبود ....

 

 



نويسنده: مهرناز مورخ: سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 در ساعت: 13:14
|+|

تقدیم به ع ل ی . . . .

 

اوله نامه جای دله تنگ....چند تا نقطه چین میگذارم

جای اسمه قشنگت سر سطر نازنین‌‌....نازنین میگذارم

گفتن از تو ولی کار من نیست

پس قلم را زمین میگذارم

 

 

من پذیرفتم شکست خویش ر ا    

پند های عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

آرزو دارم بفهمی درد را   

تلخی برخوردهای سرد را

تووی شهری که تو نیستی همه جاااا رو غم گرفته

نبودی

 

چه مغرورانه اشك ريختيم .. چه مغرورانه سكوت كرديم
چه مغرورانه التماس كرديم .. چه مغرورانه از هم گريختيم
 غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند
 هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را از هم پنهان

 


نويسنده: مهرناز مورخ: سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 در ساعت: 12:56
|+|

چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا قهر کردی

من که میگم به امام رضا تقصیر من نبود

۳ روز بهم وقت بده

واسم مهمی به حرفات گووش میدم به خدا

دوست دارم علی

روو حرفم حساب کن


نويسنده: مهرناز مورخ: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 در ساعت: 13:38
|+|

تولدم مبارک

Image hosting by TinyPic

تولدم مبارک

نی نی ام هنوز

Image hosting by TinyPic

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 در ساعت: 13:8
|+|

....من....تو.....

 

من از یک شکست عاشقانه می آیم... 

 بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند!

شکست نه برای پنهان کردن است و نه بهانۀ پنهان شدن..!

 می گویند از صبح بنویس و از آفتاب، 

 من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران پنجرۀ چشمانم را شسته است !؟

همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال ،

 اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم !

 بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز ، 

 که حضورش تنها معجزۀ لحظه های تنهایی من است... 

قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهدۀ داشتنش برآید !!

سقف اعتـــــــــــــــماد

 تعمیری ست و مدام چکه می کند...(او به من)

آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او که باید پر باشد خالی ست.

 نمی توانم باور کنم،

 رفتنش را... (تنها نذاری منو)میذاری؟

مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم، به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند !!!

 این دل دیوانه  یک پادشاه مغرور و حقیقی  دارد. 

اگر ترانه ها ثمرۀ تخیل بود به جنون نمی رسید...

اعتراضی نیست، کسی که به او نمی رسد به جنون رسیده از او راضی ست...

خلاصه غم سنگینی ست...

 اما همیشه حق با برنده ها نیـــــــست ! 

 می شود در عین بازنده بودن سربلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد...

قرار بود حقیــــــــــقت را بگویم...

سخـــــــــــــــــــــــــــــــت است، 

بی عــــــــــــــــــــــــــلاج است، 

دانستنش آدم را کم کم می کــشد، 

گریـــــــــــه ی شبانه می آورد، 

 اما همـــــــین است...

خبر، کاملاً ناگوار و واقعی ست... 

یکی رو جز من داشت...(داری)؟

 ســــکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی برباد رفته ام آبرومندانه باشد...

 گریــــه می کنم با شکوه، مثل اقیانوس ، بلند مثل اورست...

او نمی شنود ونمی داند که ماه،

 خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست...

یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است :

 چی کارمیکند این دل سادم که از چشم تومی افتادم

<br/><a href="http://i31.tinypic.com/x1xfo2.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

کلآ دوست دارم


نويسنده: مهرناز مورخ: سه شنبه هشتم مرداد 1387 در ساعت: 17:28
|+|

كجايي؟:(

 

کجااااااااااااااااااااااااااااااااایی

مثلا قرار بود ۵ مرداد....

معلو هست کجایی؟نکنه باز قهری؟

 یه خبر از خودت بده دیییییییییییییییگه

این حق و دارم که دلم برات تنگ بشه

 

 

تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره

کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره

تو تنها تکیه گاهی برای خسته گیهام 

تو میدوونی چی میگم تو گووش میدی به حرفام

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: یکشنبه ششم مرداد 1387 در ساعت: 17:24
|+|

زندگي....!!!!

 

شايد زندگي قصه اي است كه كودكان از آن آگاهند كه زندگي را با گريه آغاز مي كنند

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: جمعه چهارم مرداد 1387 در ساعت: 17:22
|+|

تبريز :X:X:X:X

ائل گلی

 

چققققققققققدر قشنگه


خیلی نااااازه

این تبزیزه

شاااه گلی


 


نويسنده: مهرناز مورخ: پنجشنبه سوم مرداد 1387 در ساعت: 17:45
|+|

خاطره...............................................................................................

یه خاطره ی خوشگل از ۳۱ تیر سال پیش ازت دارم یه خاطره ی خیلی با مزه و دوست

داشتنی هم از ۱ مرداد سال پیش  اما

نمییییییییییییییییییییگم

 

دلم واست تنگ شده

 

خدا بیامرزش

خدایی هم صداش خووب بوود هم بازیاش


نويسنده: مهرناز مورخ: سه شنبه یکم مرداد 1387 در ساعت: 17:12
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+