تبليغاتX
عاشقانه...


عاشقانه...





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه
کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه
راست بگو منکه نباشم اخمای پیشونیتو
کی میاددونه دونه با حوصله باز می کنه
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره
کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید ببره
کی میگه حق تا همیشه با توهه
واسه ی خاطر تو کی میره پشت پنجره
من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته
کی برات می میره کی نمیشه خسته
کی تو رو می ذاره روی دو تا چشماش
کی اگه نباشی میگیره نفس هاش
من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو
با رقیب رفتن و اذیتا و آزار تو رو
تو خودت داور میدون شو بگو
کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو
من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی
کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی
کی بیداره تا تو خوابت ببره
کی قایم میشه توی ابرا که راحت بتابی

 

 

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنيته
تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي
اهل هرجا كه باشي قاصد شكفتني
توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني
پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي
قد آغوش مني نه زيادي نه كمي
منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من
خوبه مثل تن تو باتو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستني هرچي كه هست تو بخواي من قانعم
اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن
چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن
چي مي شد شعر سفر بيت آخري نداشت
عمر كوچ من و تو دم واپسين نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ي مردن من لحظه ي رسيدنه


نويسنده: مهرناز مورخ: جمعه بیست و ششم مهر 1387 در ساعت: 19:56
|+|

بخداهمتونودوست دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگر تو نباشی...

هزار بار گریه هم

مرا سبک نمی کند

و ابرهای مهربان هم نمی توانند

غباری را که بر دلم

خواهد نشست بشویند

اگر تو نباشی...

چه خواب باشم و چه بیدار

حتم دارم روزگار تکه کاغذیست

افتاده در گوشه خیابانی دراز

خیابانی که پای هیچ عاشقی

به آن باز نشده است

اگر تو نباشی...

چه در کنار پنجره بایستم

چه در شبستانی نمور

و بی نور بنشینم

اشتیاقی برای دیدن آفتاب ندارم

دوری تو را بی تعارف و مبالغه بگویم

حتی به اندازه یک نفس کشیدن

تاب ندارم...

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 در ساعت: 11:17
|+|

 

رو سنگ قبرم بنويس اينجا مجال گريه نيست ... هرکي مي خواست گريه کنه بهش بگو اون ديگه نيست

 

چی میشد . . . !

آروم آروم دارم از یادت ميرم

عشق من کاری کن دارم از دست میرم

 

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن

چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن

 چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن

عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم .

 نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم.

 يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت....


نويسنده: مهرناز مورخ: یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 در ساعت: 20:22
|+|

 

ساقه شکستن ، قانون طوفان است. تو نسیم باش و نوازش کن

 


 

میخوام با تو باشم نمیخوای  ، میخوام مونس و يارت باشم نمیخوای  ، میخوام براي هميشه در کنارت باشم نمیخوای میخوام هم گام و هم نفس روز هاي تنهايي ات باشم نمیخوای  ، میخوام پذيراي نگاه مهربانت باشم نمیخوای  ، میخوام قلبم را به يادگار تقدیمت کنم باز هم میخوام نمیخوای  ، هيچ کدام را نمیخوای  و نمیخوای  ...


نويسنده: مهرناز مورخ: پنجشنبه هجدهم مهر 1387 در ساعت: 14:22
|+|

 

 

باز هم تو نیستی باز هم دلم پر است 

زندگی بدون تو خارج از تصور است 

پر صدایی که می زنم اوج دل گرفتگیست

خنده ای که میکنم از سر تضاهر است

باز هم در آینه خیره میشوم ولی 

باز هم تو نیستی باز هم دلم پر است

 

 

 

من خدايي دارم، كه در اين نزديكي است
نه در آن بالاها
مهربان، خوب، قشنگ.........
چهره اش نورانيست
گاهگاهي سخني مي گويد، با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من
او مرا مي فهمد
او مرا مي خواند، او مرا مي خواهد
او همه درد مرا مي داند

***
ياد او ذکر من است، در غم و در شادي
چون به غم مي نگرم، آن زمان رقص کنان مي خندم
که خدا يار من است، که خدا در همه جا ياد من است
او خدايست که همواره مرا مي خواهد...........

..............................
او مرا مي خواند، او مرا مي خواهد
............
او همه درد مرا مي داند
................

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه هفدهم مهر 1387 در ساعت: 18:0
|+|

 


نويسنده: مهرناز مورخ: سه شنبه شانزدهم مهر 1387 در ساعت: 17:7
|+|

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: یکشنبه هفتم مهر 1387 در ساعت: 18:4
|+|

 


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه سوم مهر 1387 در ساعت: 16:55
|+|

 

 

تووی شهری که تو نیستی همه جاااا رو غم گرفته

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: سه شنبه دوم مهر 1387 در ساعت: 17:56
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+