تبليغاتX
عاشقانه...


عاشقانه...





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

دوست دارم با همه.... 1 سال گذشتا....تو این 1 سال 7 بار قهر کردی دیوونه ....این بار جدا شدی....

 

سخته كه عزيزترين شخص ازت بخواد فراموشش كني ...

خيلي سخته كه سالگرد گفتنه دوست دارم با کسی که

 دوسش داری رو بدون حضور خودش جشن بگيري

 

 

امشب شب یلدا   ۱   سال پیش من به تو ...

یادش بخیر

بی خیال حالا که نیستی انشاالله هرجایی هستی سالم و سلامت و خوش باشی

یلدات مبارک عزیزم

خوشبخت شی نفسم

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه سی ام آذر 1387 در ساعت: 18:15
|+|

تو رو دوس دارم زیاد مثه دلتنگیای وقته سفر.... دیووونه

 

تو رو دوس دارم زیاد

نگو پس دلت میاد منو تنهام بذاری...

تووی آخرین وداع وقتی دورم از همه

جه صبورم ای خدا

دیگه وقته رفتنه...

تو رو میسپارم به خاک       تو رو میسپارم به عشق

برو با ستاره ها...

تو رو دوس دارم   مثه حسه وقته دوباره ی تولدت...

تورو دوس دارم   وقتی میگذری همیشه از خودت...

تورو دوس دارم مثه خوابه خوبه بچگی      بغلت میگیرمو میرم به سادگی...

تو رو دوس دارم    مثه دلتنگیای وقته سفر...

تو رو دوس دارم   مثه حسه لطیفه وقت سحر...

مثه کودکی توو خواب      بغلت میگیرمو ....

   این دله غریبمو         با تو میسپارم به خاک

تووی آخرین وداع وقتی دورم از همه

جه صبورم ای خدا

دیگه وقته رفتنه...

تو رو میسپارم به خاک       تو رو میسپارم به عشق

برو با ستاره ها...


نويسنده: مهرناز مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 در ساعت: 20:37
|+|

 

 

وقتي رفت
وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست،
نگفتم: عزيزم ، اين کار را نکن.
نگفتم: برگرد و يک بار ديگر به من فرصت بده.
وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه،
رويم را برگرداندم،
حالا او رفته، و من
تمام چيزهايي را که نگفتم، مي شنوم.
نگفتم: عزيزم، متاسفم، چون من هم مقصر بودم.
نگفتم: اختلاف ها را کنار بگذاريم،
چون تمام آنچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است.
گفتم: اگر راهت را انتخاب کرده اي،
من آن را سد نخو اهم کرد.
حالا او رفته، و من
تمام چيزهايي را که نگفتم، مي شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشک هايش را پاک نکردم
نگفتم: اگر تو نباشي، زندگي ام بي معني خواهد بود.
فکر مي کردم از تمامي آن بازي ها خلاص خواهم شد.
اما حالا، تنها کاري که مي کنم
گوش دادن به چيزهايي است که نگفتم.
نگفتم: باراني ات را درآر...
قهوه درست مي کنم و با هم حرف مي زنيم.
نگفتم: جادهء بيرون خانه
طولاني و خلوت و بي انتهاست.
گفتم: خدا نگهدار، موفق باشي،
خدا به همراهت. او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چيزهايي که نگفتم، زندگي کنم.
زندگي چيزي جز يک بازیه تلخ نيست !!!

 

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 در ساعت: 19:24
|+|

 

 

وقتي رفت
وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست،
نگفتم: عزيزم ، اين کار را نکن.
نگفتم: برگرد و يک بار ديگر به من فرصت بده.
وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه،
رويم را برگرداندم،
حالا او رفته، و من
تمام چيزهايي را که نگفتم، مي شنوم.
نگفتم: عزيزم، متاسفم، چون من هم مقصر بودم.
نگفتم: اختلاف ها را کنار بگذاريم،
چون تمام آنچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است.
گفتم: اگر راهت را انتخاب کرده اي،
من آن را سد نخو اهم کرد.
حالا او رفته، و من
تمام چيزهايي را که نگفتم، مي شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشک هايش را پاک نکردم
نگفتم: اگر تو نباشي، زندگي ام بي معني خواهد بود.
فکر مي کردم از تمامي آن بازي ها خلاص خواهم شد.
اما حالا، تنها کاري که مي کنم
گوش دادن به چيزهايي است که نگفتم.
نگفتم: باراني ات را درآر...
قهوه درست مي کنم و با هم حرف مي زنيم.
نگفتم: جادهء بيرون خانه
طولاني و خلوت و بي انتهاست.
گفتم: خدا نگهدار، موفق باشي،
خدا به همراهت. او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چيزهايي که نگفتم، زندگي کنم.
زندگي چيزي جز يک بازیه تلخ نيست !!!

 

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 در ساعت: 19:24
|+|

سلام  آهنگای وبلاگمو یکی یکی گوش بدین

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 در ساعت: 18:12

یادم رفته بود عشق و صداقت مدتهاست پر کشیده اند....

 

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی...

روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را....

مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هیچ نگفتم چون زندگی به من اموخته بود صبورانه باید جنگید ...

به من اموخته بود که در سرزمینی که تنها اشک ها یخ نبسته اند باید زندگی کرد...
اما امروز دریافتم که حجمی که در قایق من نشسته بود جز مشتی هیچ چیز دیگری نبود...
و ای کاش زود تر قایقم را سبکتر کرده بودم...

با این همه ... هرگز فراموشت نمی کنم ...

هیچ کس این چنین سحر امیز نمی توانست مرا ببرد آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند با هیچ زندگی می کنند به هیچ اعتقاد  دارند و با هیچ می میرند!

 


نويسنده: مهرناز مورخ: دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 در ساعت: 21:7
|+|

 

آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟                آدم  میتونه بد باشه مگه  فرشته  هم بده؟

میگن دستای ناز تو مهمون دستای دیگس           یه شب تو دستای منه فردا ولی جای دیگس

میگن تو راس نگفتی که تا آخرش مال منی          چشمای آبی  رنگ تو  دنبال چشمای دیگس

تو طول  راهت  نکنه  قلبتو   دادی به کسی          اون کیه که به جای من شبا براش دلواپسی

تو  اهل  اون  بالاهایی  اون  آسمونای بلند           گفتی فقط  بین همه با من یکی هم  نفسی

دلم داره بهم میگه نگاش مث گذشته نیس             نه اون کسی که خودشو برای تو میکشته نیس

قصه ی عشقم اولا قصه ی یه  فرشته بود            همون دل منو شکست حالادیگه فرشته نیس

فرشته دل نمی شکنه اهل بهشته با وفاس             خیانت و شکستنم  فقط  مال ما   آدماس

<br/><a href="http://i28.tinypic.com/167j91c.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

زیباترین هنر دوست داشتن است اما زیباتر

هنر بی صدا دوست داشتن است

 انگار پای ثانیه ها لنگ میشود

وقتی دلی برای دلی تنگ میشود

یادمان باشد از این پس خطایی نکنیم

گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم زغفلت من ومایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم

Hosted by Tinypic.com

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه بیست و سوم آذر 1387 در ساعت: 18:40
|+|

 

 

بس کن نمی خواهم بگویی دوستت دارم

 

دیگر برای گفتن این جمله دیر است

 

دیگر صدای ساکت من تا قیامت

 

از گفتن « ای کاش برگردی » به سیر است

 

دیگر نمی خواهم بدانم زنده هستی

 

آخر تو را در خاطر خود خاک کردم

 

آخر صدای سرد و تلخ خنده ات را

 

از صفحه ی گریان ذهنم پاک کردم

 

دیگر از آن تصویر جادویی چشمت

 

حتی نگاه ساده ای در خاطرم نیست

 

دیگر من عاشق که می مردم برایت

 

حتی هوای با تو بودن در سرم نیست

 

حتی نمی خواهم بپرسم بی مروت

 

آیا سزای عشق بی رنگم همین بود ؟

 

اینجا دگر بن بست شهر خاطرات است

 

اما چرا پایان عشقم این چنین بود ؟

 

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: دوشنبه هجدهم آذر 1387 در ساعت: 18:17
|+|

با اینکه با من بدی اما ....

 

اينجا من هستم؛ سکوتي محض، سکوتي شکسته و

 درهم بخاطر هر روز نديدن تو اينجا من هستم ؛ تهي ا

 زندگي و روزمرد‌گي ، خالي‌تر از هميشه؛ با کلافي

درهم و پيچ در پيچ معني سکوتم را با چشمانم برايت

بارها فرستاده‌ام اينجا من هستم با آوازي که هرگز

نشنيدي من هستم و سازي مبهم

گفتی دوست دارم قلبم تندتر از همیشه تپید ، لبخند زدم وباورت کردم .با اینکه می دونستم لب ها دروغ می گن .با صدات نوازش کردی تپش قلبت روحس کردم !مهربونو پاک بود .نگاهت گرم ودلنشین !صدات آرامش دل !نفست بوی بهار عشق بود ! به تو تکیه کردم وآروم شدم با تو از همه چیز در امان بودم 

شبي غمگين , شبي باراني و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين با غربتش با من چه ها کرد تمام هستي ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبي به پا کرد او هرگز شکستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا..

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه شانزدهم آذر 1387 در ساعت: 18:2
|+|

با اینکه با من بدی اما ....

 

اينجا من هستم؛ سکوتي محض، سکوتي شکسته و

 درهم بخاطر هر روز نديدن تو اينجا من هستم ؛ تهي ا

 زندگي و روزمرد‌گي ، خالي‌تر از هميشه؛ با کلافي

درهم و پيچ در پيچ معني سکوتم را با چشمانم برايت

بارها فرستاده‌ام اينجا من هستم با آوازي که هرگز

نشنيدي من هستم و سازي مبهم

گفتی دوست دارم قلبم تندتر از همیشه تپید ، لبخند زدم وباورت کردم .با اینکه می دونستم لب ها دروغ می گن .با صدات نوازش کردی تپش قلبت روحس کردم !مهربونو پاک بود .نگاهت گرم ودلنشین !صدات آرامش دل !نفست بوی بهار عشق بود ! به تو تکیه کردم وآروم شدم با تو از همه چیز در امان بودم 

شبي غمگين , شبي باراني و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين با غربتش با من چه ها کرد تمام هستي ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبي به پا کرد او هرگز شکستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا..

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه شانزدهم آذر 1387 در ساعت: 18:2
|+|

خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی...

آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس

 كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 در ساعت: 19:10
|+|

دوست دارم دیوونه

 

این بار اشکهایم مرا وادار به نوشتن می کند تا بنویسم از دردی که گلویم را می فشارد

 و رنگ از رخساره ام گرفته است.

کاش می دانستی این روزها بر من چه می گذرد ... کاش !!!

روزهایی که بغض برای لحظه ای مرا رها نکرد

روزهایی که هر لحظه اش با غریبی و بی تابی و سوزی در سینه می گذشت

 که توان حرف زدن را از من گرفته بود

 لحظاتی تنها تر از تنهایی دل

بي تو يه شاخه خشكم...!!!

تا چند روز دیگر

تولد یک سالگی یک سلام عاشقونه...

پیشا پیش مبــــــــــــــارک!

تنهای تنها از جاده های خیال رویاهایم می گذرم به امید دیدار تو،این تاریکی شوم مرا
 
 ویران کرد رویاهای مرا در غصه پنهان کرد‌، نیست کسی که به من بیاموزد راه و رسم
 
عشق را، افسرده و ماتم زده تنها کنار رود کم آبی نشستم که نیست در آن زلالی
 
 فقط به امید دیدار تو....
 

 


 

خسته ام از اين همه سکوت، سکوتي که انگار خيال شکستن ندارد.

خسته تر از حرفي که هنوز توي دلم انتظار گفتن را يا بغضي که هنوز توي گلو انتظار تلخ
شکستن را مي کشد.

خسته تر از لحظه هايي که جواب گريه هايم را با آسماني ابري تر از دلم پاسخ مي دهد.

خسته ام از خنده هاي زورکي....

 

نويسنده: مهرناز مورخ: یکشنبه دهم آذر 1387 در ساعت: 19:2
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+