تبليغاتX
عاشقانه...


عاشقانه...





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

 

چه شامها که چراغم فروغ ماه تو بود

پناهگاه شبم, گيسوی سياه تو بود

اگر به عشق تو ديوانگی گناه من است ؟

زمن رميدن و بيگانگی گناه تو بود  !

دلم به مهر تو يکدم غم زمانه نداشت ؛


که اين پرندة خوش نغمه در پناه تو بود


عنايتی که دلم را هميشه خوش ميداشت,


اگر نهان نکنی لطف گاهگاه تو بود !

بلور اشک, به چشمم , شکست وقت وداع

که اوّلين غم من, آخرين نگاه تو بود . . . .

 

 

ارزو دارم شبي عاشق شوي.

آرزو دارم بفهمي درد را.

تلخي برخورد هاي سرد را.

ميرسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني

. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني.

مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من

نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

 


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 در ساعت: 14:9
|+|

اين روزها كه مي گذرند بيشتر به اين باور مي رسم كه

 براي از تو نوشتن اراده كافي نيست 

 چرا كه بردن نامت اجازه مي خواهد....


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه چهاردهم شهریور 1388 در ساعت: 13:57
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+