تبليغاتX
عاشقانه...


عاشقانه...





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

. . . . . . . . . . سکوت کردم. . . تا

فاصله بهانه است , حتی چشمانت دیگر دلتنگم نمی شوند اما من دورتر از افق , کنار ستاره ای تنها منتظرم . . . یقین دارم اگر دلت همراه شود دستانمان طعم به هم رسیدن را خواهند چشید . . . قسم ات می دهم به نسیمی که بوی گذشته های شاد را دارد به نشان بی نشانی تو :

....فاصله ها را

ســــکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی برباد رفته ام آبرومندانه

.... باشد


نويسنده: مهرناز مورخ: چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 در ساعت: 19:9
|+|

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

مطمئن باش و برو
ضربه‌ات كاری بود
دل من سخت شكست
و چه زشت
به من و سادگی‌ام خندیدی
به من و عشقی پاك
كه پر از یاد تو بود
و خیالم می‌گفت تا ابد مال تو بود
تو برو ، برو تا راحتتر
تكه‌های دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

سهراب گفتی:چشمها را باید شست..... .شستم ولی !......... گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !.............. گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !............. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:

.

.

!!بیچاره باران ندیده!! 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه چهارم مهر 1388 در ساعت: 13:31
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+