تبليغاتX
عاشقانه...


عاشقانه...





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

عشق يک حادثه‌ ساده نبود ، اما از آن ساده گذشتي ..
عشق اشک چشم من بود وقتي از من پرسيدي هنوز دوستم داري ..
عشق آينه تصوير تو بود که هر روز صبح مثل خورشيد جلوي چشمانم طلوع مي‌کرد ..
عشق صداي خورده‌هاي الماس بود وقتي که قلبم از رفتن تو شکست ..
عشق آخرين نگاه اشک‌آلود من بود وقتي که حرمت قلبم را زير پا گذاشتي و ساک سفرت را بستي ...
عشق کادوي تولد تو بود ، که وقتي نيامدي ، براي هميشه در کمد خاطراتم محبوس شد ...
عشق گوش کردن به شعر « لحظه ديدار نزديک است » رضا صادقي بود ، وقتي فردا صبح قرار بود تو را ببينم ...
اما تو اينها را نمي‌فهميدي ..

اکنون روزگارت را در رؤياهايم سياه مي‌بينم ..

ولي اگر ديروز عشق را باور مي‌کردي ، امروز از شدت تنهايي ، لرزه بر اندامت نمي‌افتاد ..
اگر فرق عشق و هوس را مي‌دانستي ، روزگارت اين نبود ..

 

 

کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت رابخورم ...

کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی

دیدن یک لحظه فقط یک لحظه

از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم ...

کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد ...

تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند ...

کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با

خود نگویم : " آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم "

 

 

 

 


نويسنده: مهرناز مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:0
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.bahar20.blogfa.com & +SMSFARSI+