حال من خوبه. ملالی نیست جز گم شدن در خیال تو. می خواهم برات بگم دیگه اون کوچهء سرسبز دیدار برام بهشت نیست. اینجا چراغها همیشه خاموشند. کوچه های زندگی خیلی برام پوچ شدند. با این حال اگر عمری باقی ماند بی خبر...
راستی بهت بگم, دیگه واسه نفس کشیدن هیچ بهونه ای ندارم. اینجا بعضی شبها آسمون دلش به حالم می سوزه, بعضی وقتها ابرها واسم گریه می کنند. می دونی چیه!! ای کاش همه مثل سایه ها باوافا بودند... بازهم میگم حال من خیلی خوبه اما تو باور نکن...